کروبی به خامنه‌ای: پاسخگو باش

مهدی کروبی، یکی از رهبران اعتراضات که از هفت سال پیش تاکنون در حصر خانگی‌ است در نامه‌ای سرگشاده به علی خامنه‌ای، از رهبر جمهوری اسلامی خواسته است که به جای انتقاد از دیگران پاسخگوی اشتباهاتش باشد.

نامه سرگشاده مهدی کروبی به رهبر جمهوری اسلامی ایران را سحام‌نیوز منتشر کرده است. مهدی کروبی خطاب به علی خامنه‌ای می‌نویسد:

«با توجه به میزان حضور و نفوذ‌تان در بالاترین لایه قدرت نظام باید بپذیرید که وضعیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی امروز کشور نتیجه مستقیم سیاست‌های راهبردی و اجرایی شماست.»

و سپس نهادهایی را که زیر نظر مستقیم علی خامنه‌ای اداره می‌شوند، بررسی می‌کند:

  • مجلس خبرگان – یک مجلس فرمایش

مجلس خبرگان را در عمل به زیر مجموعه دفتر رهبری تبدیل کردید که تنها وظیفه سالانه‌اش ثناگویی است. حضور شما در جایگاه رهبری همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب.

مجلس خبرگان در دور باطلی قرار گرفت و شورای نگهبان که پیش از بازنگری قانون اساسی حتی حق نظارت بر انتخابات خبرگان رهبری را هم نداشت، حیات و ممات این رکن مهم قانون اساسی را به دست گرفت و خروجی آن شد مجلسی فرمایشی که تنها وظیفه سالانه‌اش ثناگویی است.

به‌راستی برخی چه رویاهایی برای خبرگان در سر دارند که برای تحقق آن رویاها همه باید در این مسیر ذبح شوند؟

  • سپاه و بسیح

جنابعالی سپاه و بسیج را وارد فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی کردید که نتیجه فاجعه‌آمیز آن این روزها بر همه روشن است.

رفتار سیاسی تعدادی از فرماندهان سپاه نتیجه‌ای جز بی‌ثباتی سیاسی و ایجاد فضای استبدادی و حذف حاکمیت مردم و در نهایت نفی جمهوریت نظام در برنداشته است.

در حوزه اقتصادی انحصارطلبی آنان [سپاه و بسیج] ناشی از حذف مناقصه‌های عمومی، واگذاری‌های غیر قانونی صنایع بزرگ و کلیدی کشور، فساد‌‌های تاریخی آفریده است.

در حوزه امنیت داخلی سپاه بدون هیچ‌گونه نظارت و پاسخگویی کارهای موازی وزارت اطلاعات انجام می‌دهد و متعرض حقوق بنیادین مردم می‌گردد.

خروجی اصرار بر دخالت سپاه در امور سیاسی، فرهنگی، امنیتی و اقتصادی چه بوده است؟ آیا حضرتعالی نباید در قبال خروجی تأسف‌انگیز دخالت‌های سپاه پاسخگو باشید؟

اینجانب بارها در مصاحبه‌ها، صحبت‌ها و نامه‌هایم بر عدم دخالت نهادهای نظامی در سیاست تأکید کردم اما آنها در خرداد ۸۸ کار خود را کردند و من هم هزینه‌های مخالفت‌ علنی‌ام با اسکله‌های غیر قانونی و دخالت‌های سپاه و بسیج در سیاست و اقتصاد را پرداختم.

انتخابات۸۴ در سایه انحصارطلبی افراد پرنفوذ جریان اصلاحات و ضعف وزارت کشور و انفعال دولت اصلاحات در صیانت از آرا مردم، سپاه وبسیج در دوره اول به محوریت فرزند شما در انتخابات به نفع یکی از نامزدها عمل کردند.

  • شورای نگهبان:

فردی نظیر جناب  [احمد] جنتی نزدیک به ۲۵ سال در کسوت دبیری شورای نگهبان، بی‌رحمانه با آبروی افراد بازی‌ کرده است. کند ذهنی، عجول بودن در تهمت زدن به افراد و دست بردن در انتخاب مردم ویژگی منحصر به فرد این عضو کهنسال شورای نگهبان است.

  • حوزه‌های علمیه

برای آبروی روحانیت شیعه از شما می‌خواهم به دخالت نهادهای امنیتی و حکومتی در حوزه‌ها پایان دهید.

حوزه‌ها به پول حاکمیت آلوده شده‌اند و در کنار آنان مراکزی با نام‌های مقدس از بودجه عمومی کشور رقم‌های نجومی دریافت می‌کنند.

  • مهندسی انتخابات

خواستم جلوی آقازاده را بگیرید که نگرفتید و سال ۸۸ دیدید که او در جریان کودتای انتخاباتی چه بلایی سر نظام و انقلاب آورد. اگر در آن روزها امام مجتبی اشکال کرده بودم رأی بیش از پنج میلیون اینجانب در سال ۸۴ و در انتخابات ۸۸ به آمار مضحک ۳۰۰ هزار تنزل پیدا نمی‌کرد در حالی که در سال ۸۴ در یازده استان نفر اول بودم و تنها در استان لرستان ۴۵۰ هزار رای آورده بودم.

[با اشاره به اعلام پیروزی زودهنگام محمود احمدی‌نژاد از سوی رهبر جمهوری اسلامی] فردای انتخابات وقتی مردم در شوک تقلب و مهندسی انتخابات بودند پیام تبریک زودهنگام صادرکردید و برای ماندن او در قدرت همه اعتبار نظام و آبروی هزار ساله روحانیت را هزینه کردید.

در نماز جمعه ۲۹ خرداد، به جای شنیدن صدای معترضین به زبان تهدید سخن گفتید و تمام‌قد از نتیجه مضحک انتخابات دفاع کردید و نظر خود را به آقای احمدی‌نژاد نزدیک‌تر از همه دانستید. بر رقبایش به تندی تاختید که در مناظره‌ها به رئیس جمهور محترم، انگ دروغگویی و خرافاتی می‌زنند.

[ با اشاره به رد صلاحیت محمود احمدی‌نژاددر انتخابات ریاست جمهوری ۹۶] آیا به راستی جایگاه رهبری این است که روزی کسی را اینچنین به قدرت برسانند و روز دیگر همان فرد را از اعمال یک حق ساده محروم کنند؟

وقتی آقای روحانی با ۲۴ میلیون رأی مردم انتخاب شد، فرمودید: تخلف در انتخابات مناسب نظام جمهوری اسلامی نیست و مسئولان باید این موارد را با جدیت دنبال کنند. این تناقض آشکار را چگونه پاسخ می‌دهید؟ در ۸۸ در مقابل مردم قرار می‌گیرید و با تحکم با آنان سخن می‌گویید و امکان تقلب را از اساس منتفی می‌دانید. اما وقتی نامزد مورد نظرتان با نظارت و دخالت کامل حامیانش در شورای نگهبان با اختلافی فاحش شکست می‌خورد از برخورد جدی مسئولان با تخلف سخن می‌گویید؟

  • اعتراضات سراسری

این نوع زیستن زیبنده مردم بزرگ و صبور ایران نیست. به جای تکرار اتهام ارتباط با دشمن و برخوردهای قهرآمیز و سخت‌گیرانه سخن آنان را با جان و دل گوش دهید.

سه دهه است که شما در رأس نظام قرار دارید و هنوز هم از جایگاه یک اپوزسیون سخن می‌گویید. در این سه دهه بخش مهمی از نیروهای اصیل انقلاب را کنار گذاشتید تا سیاست‌های مورد نظرتان را اجرا کنید و امروز با نتایج همان سیاست‌ها مواجه هستید.

اعتراض‌های اخیر در شهرهای مختلف علیه ظلم و فساد و تبعیض زنگ خطری است که هرچه زودتر باید آن را دریابید و دغدغه‌های معیشتی مردم را مورد توجه قرار دهید.

کارتل‌های اقتصادی به حیات خلوت برخی افراد تبدیل شده که هیچگونه نظارتی بر آنها اعمال نمی‌شود. بیش از ۵۰ درصد ثروت کشور در دست چند نهاد‌ حاکمیتی است که نظارتی هم بر آنها اعمال نمی‌شود.

در چنین شرایطی طبیعی است که توده‌ها و طبقات فرودست جامعه که پایگاه اصلی انقلاب اسلامی بوده‌اند به بشکه باروتی تبدیل شوند.

نظام این روزها چنان در سراشیبی قرار گرفته که از تجمع چند هزار نفری مردم به ستوه آمده از ظلم و فساد احساس خطر می‌کند.

پیش از آن که فجایع بیشتری در زندان‌ها رقم خورد دستور آزادی زندانیان بحران اخیر را صادر کنید.

 

تاکید خاتمی و نوری بر آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر از رهبران جنبش و برگزاری انتخابات آزاد

محمد خاتمی و عبدالله نوری در دیداری با یکدیگر، با تاکید بر آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز، برای خروج کشور از بحران جاری بر لزوم برگزاری انتخابات آزاد بدون دخالت نهادهای امنیتی و نظامی تصریح کردند.

سایت جرس اعلام کرده است که در این دیدار، خاتمی و نوری، با تاکید بر آزادی همه زندانیان سیاسی اظهار داشتند که زندانیان سیاسی وعقیدتی خصوصا فعالان سیاسی و دانشگاهی و حتی جوانان بی نام و نشانی که فقط به خاطر ابراز عقیده ای متقاوت در زندان ها در شرایطی سخت بسر می برند، باید فوری آزاد شوند.

http://www.rahesabz.net/story/43459/

محمد خاتمی و عبدالله نوری در دیداری با یکدیگر، با تاکید بر آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز، برای خروج کشور از بحران جاری بر لزوم برگزاری انتخابات آزاد بدون دخالت نهادهای امنیتی و نظامی تصریح کردند.
سایت جرس اعلام کرده است که در این دیدار، رئیس جمهور دوران اصلاحات و وزیر کشور استیضاح شده اش، با تاکید  بر آزادی همه زندانیان سیاسی اظهار داشتند که زندانیان سیاسی وعقیدتی خصوصا فعالان سیاسی و دانشگاهی و حتی جوانان بی نام و نشانی که فقط به خاطر ابراز عقیده ای متقاوت در زندان ها در شرایطی سخت بسر می برند، باید فوری آزاد شوند.

 

تحرک دوباره به جنبش سبز با استفاده از فضای انتخابات/ گفتگو با علی افشاری

کمپین انتخابات آزاد این قابلیت را دارد که در حاشیه انتخابات و آزادی های نسبی که در فضای سیاسی ایجاد می شود، چالشی برای حاکمیت ایجاد کند و در برنامه آنها برای برگزاری انتخابات نمایشی و کشیدن مردم پای صندوق رای ایجاد اختلال نماید.

علی افشاری
علی افشاری عضو پیشین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

موسسه شهروندیار در آستانه نزدیک شدن به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، با علی افشاری پژوهشگر و تحلیلگر مقیم آمریکا و از اعضای پیشین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مصاحبه ای را در این خصوص انجام داده که در ادامه می توانید آنرا بخوانید.

نظر شما در ارتباط با شعار انتخابات آزاد در شرایط کنونی چیست؟ چه نقدهایی بر آن وارد است؟

به شعار انتخابات آزاد از جهات مختلف می توان نگریست. اگر بخواهیم آن را تبدیل به استراتژی گذار به دموکراسی بنمائیم، پاسخ بنده منفی است. این برنامه نمی تواند بن بست موجود در فضای سیاسی را بشکند. موانع پیش روی دموکراسی در ایران خیلی فراتر از آزاد نبودن انتخابات است. انتخابات نیز ویژگی ها و پیش نیاز هایی دارد تا بتواند ابزار ارزشمندی برای تحقق دموکراسی باشد.

این ویژگی ها در پنج عنصر کلان، شامل: موثر، رقابتی، آزاد ،منصفانه و سالم بودن انتخابات تعریف می شود و انتخابات آزاد یک بعد لازم برای انتخابات معنا دار و مفید است ولی همه آن نیست. اولا باید انتخابات موثر باشد. یعنی محصول انتخابات اختیار و اقتدار لازم برای پاسخگویی به اعتماد عمومی و اجرای برنامه های وعده داده شده را داشته باشد. این امر نیازمند یک ساختار سیاسی است که راس سلسله مراتب اقتدار آن، توسط انتخابات تعیین شود و در برابر مردم پاسخگو باشد. به قول پوپر فضیلت دموکراسی بیشتر در این است که مردم هر وقت اراده کنند بتوانند از طریق ساز و کار تعریف شده ای حاکم را عزل نمایند.

انتخابات در جمهوری اسلامی غیر آزاد، ناعادلانه، تقلب آمیز، نا سالم و غیر موثر و فاقد ظرفیت برای انتقال قدرت واقعی است. از دید اینجانب همه پرسی برای تغییر قانون اساسی و ایجاد ساختار انتخاباتی نوین که متناسب با دموکراسی باشد، می تواند استراتژی مناسب باشد. اما انتخابات آزاد خود می تواند موضوعی برای یک کمپین و فعالیت جداگانه باشد تا در این خصوص فرهنگ سازی شود و میزان اطلاعات و آگاهی های عمومی ارتقاء یابد. همچنین معیاری برای سنجش و داوری عملکرد مسئولین انتخابات های پیش رو مشخص گردد.

کمپین انتخابات آزاد این قابلیت را دارد که در حاشیه انتخابات و آزادی های نسبی که در فضای سیاسی ایجاد می شود، چالشی برای حاکمیت ایجاد کند و در برنامه آنها برای برگزاری انتخابات نمایشی و کشیدن مردم پای صندوق رای ایجاد اختلال نماید.

شما به عنوان یک فعال سیاسی، اگر بخواهید در انتخابات آینده مشارکت داشته باشید، حداقل های لازم برای جلب مشارکت شما در انتخابات چه چیزی می تواند باشد؟

من همانگونه که گفتم در انتخابات های جمهوری اسلامی شرکت نمی کنم. این تصمیم را پس از انتخابات دومین دوره شوراهای شهر گرفتم و اکنون نیز تفاوتی در فضای سیاسی نمی بینم. به نظر من راه آزادی و حقوق بشر در ایران خارج از مسیر انتخابات می گذرد.

علاوه بر موانع ساختاری، بخش مسلط قدرت هیچگونه نرمش و انعطافی مبنی بر پذیرش الزامات انتخابات آزاد و منصفانه نشان نداده هست. فضا نیز بگونه ای است حتی برخی از کسانی که تا پیش از این از شرکت در انتخابات دفاع می کردند، اکنون می گویند دیگر نمی توان در وسط ایستاد و تا شرایط یک انتخابات کاملا آزاد فراهم نشود، در انتخابات شرکت نمی کنند.

به نظر من به لحاظ اصولی و استراتژیک تعیین معیار و پیش شرط برای انتخابات کارآمد نیست. بلکه نیروهای دموکراسی خواه باید در فکر سازماندهی جنبش اجتماعی مشابه مصر و تونس باشند تا بتوانند تغییرات بنیادی در ساختار سیاسی ایجاد کنند. بعد از این مرحله است که انتخابات موضوعیت پیدا می کند.

فرض کنیم جمهوری اسلامی حداقلهای لازم برای یک انتخابات آزاد را فراهم نکرد به صورتیکه گروههای سیاسی ای که در انتخابات گذشته شرکت کرده بودند نیز حاضر به شرکت در انتخابات نشوند! چه راهکارهایی می تواند پیش روی نیروهای تحول خواه باشد؟ آیا تحریم محض کافی و موثر است؟

به نظر من در هر شرایطی برخی از نیروهای اصلاح طلب در انتخابات شرکت می کنند. بخصوص باید توجه داشت که در روستاها و شهرهای کوچک شرکت در انتخابات مجلس جنبه سیاسی ندارد بلکه محلی و منطقه ای است. بنابراین نظام در انتخابات مجلس می تواند حداقل تا ۳۵ درصد جامعه را برای شرکت بسیج کند. بنابراین تحریم انتخابات نیز کارآمد نیست.

می توان از فضای انتخابات و بخصوص باز شدن نسبی عرصه سیاسی، برای تحرک بخشیدن به جنبش سبز استفاده کرد. در شرایط کنونی شکست حصر رهبران سمبلیک جنبش سبز و آزادی زندانیان سیاسی اولویت دارد.

فرض کنیم جمهوری اسلامی حداقلهای یک انتخابات آزاد را فراهم نکرد و نیروهای سیاسی مانند اصلاح طلبان در سطح قابل توجه ای از شرکت در انتخابات کناره گیری کردند. در اینصورت جمهوری اسلامی با چه پیامد هایی روبرو خواهد شد؟

در چنین حالتی، هزینه برای جمهوری اسلامی ایجاد خواهد شد و بحران فقدان مشروعیت آن تشدید می شود. بررسی رفتار حاکمیت نشان داده است علیرغم اینکه به نیروهای مخالف و کسانی که مواضع شان در چارچوب تحمل نظام نمی گنجد، میدان نمی دهد ولی همیشه ترجیح می دهد با روش های مختلف اعم از تهدید و در باغ سبز نشان دادن، شرایطی را فراهم کند که آنها و بخصوص اپوزیسیون داخل کشور نگاه مثبت به انتخابات داشته باشند و یا به هیچ وجه به سمت تحریم فعال نروند.

در حال حاضر هم به نظر می رسد رهبری و نهاد های امنیتی انتظار دارند که اصلاح طلبان و نیروهای مدافع تغییر، نسبت به اصل شرکت در انتخابات و یا “اصلاحات انتخابات محور” رویکرد و سمت گیری مثبت داشته باشند. همچنین بزرگترین نگرانی رهبری و اصول گرایان در انتخابات مجلس نهم”حلقه یاران احمدی نژاد” است. جلب نظر مثبت اصلاح طلبان و فضا دادن به بخش های “محافظه کار اصلاح طلبان” و مقید به نظام و ولایت فقیه، بخشی از سیاست مهار و خنثی سازی جریان احمدی نژاد هست.

به نظر می  رسد طبق صحبت های حمید رضاترقی و مرتضی نبوی، قرار است سهمیه اصلاح طلبان مدافع نظام و  ولایت فقیه در مجلس آینده افزایش یابد. البته همچنان اقلیت مجلس خواهند ماند. بنابراین کناره گیری اصلاح طلبان و نیروهای تحول خواه از انتخابات نهمین دوره مجلس، مدیریت این انتخابات در مسیر مطلوب را برای حاکمیت دشوار می سازد. همچنین طیف سنتی و “بازاری – روحانی” اصول گرایان ترجیح می دهند، ائتلافی با بخش های حکومتی اصلاح طلبان و شبکه نیروهای هاشمی رفسنجانی تشکیل دهند تا با بخش های افراطی اصول گرایان رقابت کنند. از این رو  عدم شرکت در انتخابات عرصه را برای تشدید بحران در درون بلوک قدرت مساعد می سازد.

همچنین باید توجه داشت یکی از تبعات منفی و ناخواسته کمپین انتخابات آزاد، ایجاد نگرش مثبت نسبت به اصل مشارکت در انتخابات است. بنابراین وقتی حاکمیت در لحظات آخر دست به رد صلاحیت کاندیداهای غیر خودی می زند و آزادی انتخابات را منتفی می سازد، دیگر فرصت کافی برای اقناع بخشی از افکار عمومی که به واسطه کمپین انتخابات آزاد نسبت به شرکت در آن ترغیب شده اند، جهت تحریم انتخابات باقی نمی ماند. نتیجه این کار بیشتر به نفع حاکمیت، گرایش های قدرت طلب و یا کسانی می شود که “انتخابات محوری” را در چارچوب دموکراسی صوری دنبال می کنند.

 با سپاس از شما برای شرکت در این مصاحبه